تبليغاتX
عشق
زندگی
سلام فردا عید قربانه خونه نشستم و منتظر یارمم

دلم واسه زندگیم خیلی تنگه حیف که من نمیتونم برم پیشش الان ولی امیدوارم تعطیل شه خودش بیاد

روز خوبی نیست ولی شاید فردا که عیده خوب باشه

البته واسه من خوبی فقط با یارم بودنه

اگه بازم اینا رو بخونه میدونم یاد گذشته میکنه و خوشحال میشه

دوست داشتن و عشق و عاشقی و... اینا همش چیزاییه که فکرنکنم هرکسی بتونه بفهمه

ولی اون میدونه چقد دوسش دارم

                                     به امید روزی که اینا رو بخونه

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 10:50  توسط Bahram | 
چشمانت را براي زندگي مي خواهم

 اسمت را براي دلخوشي مي خوانم

دلت را براي عاشقي مي خواهم

 صدايت را براي شادابي مي شنوم

 دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم

 عطرت رابراي مستي مي بويم

 خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 9:48  توسط Bahram | 
سلام پاره ی تنم

امروز بعد از حدودا 2 سال باز اومدم به وبلاگت تا واست حرف بزنم.میدونم تا بهت نگم دیگه نمیای به اینجا سر بزنی

حتما تا حالا آدرسش هم یادت رفته البته تعجبی هم نداره دیگه

راستش الان که خودم اومدم و اینا رو خوندم خیلی خوشحال شدم واقعا یاد اون موقعها سرزندم کرد

حالا که به هم رسیدیم و بیشتر وقتا با همیم حضوری حرفامونو میزنیم ولی اینجوری خواستم یادی از گذشته ها کنم

نمیدونی الان که من بندرم و تو سر کلاستی چقد دلم تنگته!

درسته که تا 2 روز دیگه قراره بیای پیشم ولی طاقت دوری اینچنین عزیزی واسه 2 روزم خیلی سخته

حالا خوبه که این یکی رو میدونی

خیلی دوست دارم نفسم خیلی

حالا انشالله یادت میندازم تا سری به وبت بزنی و خوشحال شی

خیلی چاکرتم عزیزم فعلا با اجازه

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 9:44  توسط Bahram | 
سلام جونم.امروز روزیه که امتحانات منم تموم شده و وسایلمو جمع کردم دارم میرم خونه.از یه طرف از اینکه امتحانام تموم شده خوشحالم و از طرف دیگه هم غم دوری تو داره آزارم میده دیوونه.من میرم ولی با این برنامه که تندی بیام پیشت.فکر کنم منم دیگه یه مدتی نمی تونم واست اینجا چیزی بنویسم.ولی دائم و در همه حال فکر و زندگیم تویی جیگرم.
        خیلی دوستت دارم گلم.     فقط تو ، فقط تو دیوونه زندگی منی
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 18:30  توسط Bahram | 
عشق من امروز که رفتی خونه و چشای منم به راهه تا تو برگردی پیشم.نمیدونی چقدر دوریت واسم سخت شده.گفتی که تا مدتی دیگه نمیتونی نوشته هامو بخونی و معلوم نیست دیگه کی اینا رو بخونی اما من دارم واست می نویسم.دارم اینجوری باهات حرف می زنم تا شاید دلم کمی آروم بگیره.عاطی دلم خیلی کوچیک و
کم طاقت شده.مث بچه هایی که مرتب واسه ماماناشون گریه می کنن منم همش دلم می خواد گریه کنم از
درد دوریت.دیشب همش بهت گفتم شاد باش و سرحال اما خودم نمی تونم.بغض گلوی خودمو گرفته و داره
آزارم میده.دلم تنگته جونم.ولی انشاالله سعی میکنم بیام پیشت.چون اگه تو طاقت بیاری من طاقت نمیارم این
همه مدت نبینمت.پس بازم میگم شاد باش و بخند که با شادیت منو هم شاد میکنی.بهت قول میدم هرچی که بهم گفتی انجام بدم و اطاعت امر کنم قربان.پس منم الان برم لالا کنم که فردا دیگه پاشم درس بخونم آخه خودت گفتی باید درسامو بخونم.
                 دوستت دارم دیوونه                                              به امید دیدار جیگرم
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 3:32  توسط Bahram | 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 2:32  توسط Bahram | 

 

دلم برای کسی تنگ است...

کسی که مثل هیچ کس نیست

کسی که در باور کوچکم مهربان ترین فرشته شد

ناجی قلبم! دلم برای تو تنگ است... آری تو

تو که روزی آمدی و عطر نفس هایت برای همیشه در تنهاییم جاری شد

تو که آمدی و مرا تا بی کران آرزوهای زیبایت بردی

گل خوشبوی من دلم برای تو تنگ است

و هنگام نوازش باران تو در یادمی

شیرین ترین رویای خوشبختی...

قسم به پاکی چشمانت و قسم به مهربانی دستانت که در باور کوچکم مهربان ترین فرشته شدی...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:41  توسط Bahram | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:45  توسط Bahram | 


تو مرا می فهمی

 

من تو را می خواهم

و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است

 

تو مرا می خوانی

 

من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم

 

و تو هم میدانی

 

تا ابد در دل من می مانی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:37  توسط Bahram | 

.        صدای قلبت را گوش کن : در سکوت تنهایی ات

 

 .                  به صدای تپش قلبت گوش کن.

 

 

.   می دانم دلتنگ منی و میدانم که دلت هوایم را کرده است

 

 

.    میدانم که دوستم داری و میدانم که تنها به عشق من نفس

 

 

 .             میکشی من در قلب تو هستم و میدانم

 

 

 .              که در آن قلب مهربانت چه میگذرد

 

 

.                من که در قلب تو هستم عزیزم

 

 

.                           چرا دلتنگی ؟

 

 

.    من همیشه در قلبت هستم و گوش میکنم به درد دلهایت

 

 

 .           هرگاه دلت گرفت با قلبت درد دل کن ...

 

  .         قلب تو خانه است. عشق تو سرپناه من است

 

 

.          گوش کن به صدای تپش قلبت می شنوی ؟

 

 

.          این منم که در قلبت با فریاد به تو میگویم

 

 

 .                                دوستت دارم....دوستت دارم

 

 

.    اما صدای من نامفهوم به تو میرسد. پس حس کن که

 

 

 .                                             دوستت دارم..
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:6  توسط Bahram | 

عاطفه جانم ،ای عشق جاودانه من هر چه اینجا می نویسم برای توست و

 این را  بدان که زندگی بی عشق تو برایم تلخ تر از مرگ است پس هیچ گاه

عشقت را  از من دریغ مکن که با عشق تو  و امید وصال تو نفس می کشم  .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:26  توسط Bahram | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:37  توسط Bahram | 

 

اين سبد گل تقدیم به عشق جاودانه من


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:30  توسط Bahram | 

 نه به ابر،نه به آب ،نه به اين آبي  آرام بلند،من مناجات درختان را هنگام سفر،

نفس پاک شقایق رادر دامن    کوه، رقص عطر پاک گل یخ را با باد،همه را می بینم،

 می شنوم،من به این جمله نمی اندیشم،  

    .                         به تو می اندیشم

   ای سراپا همه خوبی،همه وقت و همه جا،من به هر حال که باشم

       .                           به تو می اندیشم

 تو بدان،این را تنها تو بدان،تو بمان با من،تنها تو بمان،جای مهتاب به تاریکی شبها

تو بتاب،من فدای تو،به جای همه گلها تو بخند،من همین یک جرعه از جانم باقیست،

 آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش،پاسخ چلچله ها را تو بگو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:2  توسط Bahram | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ خصوصی است و نویسنده مطالب را برای شخص خاصی می نویسد

پیوندهای روزانه
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1390
آبان 1389
تیر 1387
اردیبهشت 1387
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

بهرام